برای رهایی ایران
دوستان حدود ۳۱ سال میباشد که این رژیم ظلم و جهل به ایران حکومت میکند. و ما ایرانیان با آنهمه امکانات (تحصیل، علم، تفکر، پول، دانایی، و فرهنگ) هنوز نتوانسته ایم از شّر این رژیم جانی و متجاوز خلاص بشویم. من با اجازه دوستان دلایل و نظرات خود را به عنوان یک ایرانی که قلبش تنها و تنها به ایران میتپد، که اهداف شخصی را بطور موقت کنار گذشته فقط و فقط به آزادی ایران میاندیشد، با شما در میان میگزارم. این نوشته بخاطر انتقاد سازنده، یاد گرفتن از اشتباهات، و با نیت پاک و تنها به آرزوی آزادی ایران به دوستان ارائه میشود. من دلایلی که باعث عدم موفقیت ما تابحال بوده از این قرار میبینم و خیلی علاقه مندم که نظرات شما دوستان را بشنوم. هدف این نوشته توهین کردن نیست، ارائه نظر و نظرخواهی برای تقویت و پیروزی و رسیدن به هدف اصلی (داشتن یک ایران، دموکراتیک و آزاد) میباشد. مشکلات ما
عدم وجود یک رهبر که قابل قبول همه باشد.
عدم اتحاد و هم کاری و جمهوری اسلامی را دشمن اصلی دانستن و هدف قرار دادن
دشمن هم دیگر بودن، و هم دیگر را کوبیدن، به هم دیگر توهین کردن، بدون مدارک همدیگر را جاسوس و خائن دانستن
خود را یک آدم با فرهنگ دانستن ولی به راحتی فحش دادن و از کلمات رکیک استفاده کردن
بدون مدرک و آمار حرف زدن و قبول کور کورانهٔ حرفهای بدون آمار و سند دیگران
غرور بی حد و من منم کردن، و به عقاید دیگران احترام نگذاشتن، حسود بودن.
معنی اصلی دمکراسی و آزادی را درک نکردن
شکایت و گلایه کردن بی حد ، انتظار داشتن بی مورد از همه، قدرت خودرا ندانستن،
قبول مذهب اسلام بدون مطلع و خواندن و فهمیدن کتاب اصلی آن یعنی قرآن
عدم احساس مسئولیت و همهٔ تقصیرات را به گردن دیگران انداختن
عدم صادقیت و انصاف و فقط به نفع خود اندیشیدن، به راحتی دروغ گفتن و خود را از دیگران برتر دانستن
ایران را هدف فرعی قرار دادن و اهداف شخصی را هدف اصلی دانستن
عدم اعتماد به هم دیگر
فقط حرف زدن بدون عمل و گزاف گویی
چه باید کرد:
در شرایط کنونی داشتن یک رهبر در داخل ایران میسر نیست. ما باید با تشکیل یک شورا ی گروههایی که مخالف جمهوری اسلامی هستند و عقیده دارند که جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست، یک رهبر موقتی با تجربه، با شخصیت، دانا، مستقل، و و و، که قابل قبول اپوزیسیون باشد در خارج انتخاب کنیم و به دنیا و ایرانیان معرفی کنیم.
بعد از فروپاشی جهوری اسلامی، یک دولت موقت تشکیل داده، و به تدوین/تکمیل قانون اساسی پرداخته، و با یک رفراندوم ملی، نوع دولت آینده را انتخاب کنیم.
اتحاد تنها راه نجات میباشد. به طور موقت هم که شده با همهٔ گروههای که جمهوری اسلامی را دشمن خود میدانند، آشتی کرده و هم هدف (ایران آزاد و دموکراتیک) بشیم.
از همه دعوت کنیم که به جنبش آزادی ایران بپیوندند، و با هر طریق ممکن با رژیم جاهل و جانی مبارزه کنند.
ما باید از امکاناتی که در کشورهای دموکراتیک در دست ماست استفاده کامل کنیم. با تشکیل گروههای بسیار فعال، در آمریکا و اروپا تمامیه سیاست مدران خارجی را مجبور کنیم که از ما حمایت کنند
نگذاریم هیچ کسی بدون مدرک فعال دیگر را بکوبد و آن را جاسوس و خائن حساب کنند. آگاه باشیم که حکومت اسلامی برنامه دارد که میان ما تفرقه بیندازد و ما را از هم دیگر دور سازد.
در یک دموکراسی سوال کردن و حقیقت جویی یک امر طبیعی و عادی میباشد. ما همیشه افراد مشکوک را که شفاف عمل نمیکنند بدون توهین و با احترام مورد سال قرار بدهیم.
این دولت جانی علاقمند به جنگ و کشت و کشتار میباشد و دنبال یک بهانه است که به خاطر تنفری که از ایران و ایرانی دارد، ما را از میان ببرد. پس آگاهانه و با روشهای موثر نافرمانی مدنی آخوند هارا به زانو دربیاریم.
پول نفت این ظالمان را زنده نگاه میدارد. تا آن زمانی که این رژیم نفت میفروشد، زنده خواهد ماند. ما باید به ممالک خارجی فشار دهیم که تحریم صادرت نفت (نه ودرات بنزین) را تصویب کند.
ما باید با نیرویه قوی و بسیار زیاد، در دنیا تظاهرات کنیم. در جلو ممالک و کارخانههایی به ایران اسباب ضد شورش، پارازیتی، جاسوسی مخابراتی، نرم ابزار فیلترینگ و و و میفروشند گرد آمده شده و رسوایشان کنیم. ما باید در هر کجای دنیا در مقابل سفارت روس و چین تظاهرات داشته باشیم و خرید محصولاتشان را تحریم کنیم.
مبارزین داخل به ما در خارج احتیاج دارند. همه مان ایرانی هستیم و حق و وظیفهٔ مبارزه داریم. هیچ فرقی بین مبارز داخل و خارج ایران نباید باشد. هر کدام با امکاناتی که در دست داریم به آزادی ایران کمک کنیم، و هم دیگر را ردّ نکنیم.
مدیران رسانههای تلویزیونی را وادار کنیم که متحد بشوند، هم دیگر را نکوبند، با همدیگر همکاری کنند. به آن رسانههایی که صدا و تصویرشان به ایران نمیرسد کمک و تشویقشان بکنیم که هر چه زودتر صدا و سیمای خود را به ایران برسانند، و با برنامه های اساسی و عملی به اپوزیسیون کمک کنند. به رسانهها و میزبانهای مشکوک کمک مالی نکنیم و با اعتراض دکان نشان را ببندیم.
اجازه ندهیم افرادی مثل تریتا پارسی، اکبر گنجی، و محسن سزگارا، که هدفشان بقای جمهوری اسلامی میباشد، نظرات خود را به عنوان اینکه نمایندههای ما میباشند به دنیا مطرح کنند. در جلسات این آقایان همیشه باید حضور داشته، و با احترام به روش دموکراسی، آنها را با مدرک و سند مورد سوال قرار دهیم.
من منتظر پیشنهادهای مفید و سازندهٔ شما دوستان هستم.
با سپاس
آرش ایراندوست
دوستان حدود ۳۱ سال میباشد که این رژیم ظلم و جهل به ایران حکومت میکند. و ما ایرانیان با آنهمه امکانات (تحصیل، علم، تفکر، پول، دانایی، و فرهنگ) هنوز نتوانسته ایم از شّر این رژیم جانی و متجاوز خلاص بشویم. من با اجازه دوستان دلایل و نظرات خود را به عنوان یک ایرانی که قلبش تنها و تنها به ایران میتپد، که اهداف شخصی را بطور موقت کنار گذشته فقط و فقط به آزادی ایران میاندیشد، با شما در میان میگزارم. این نوشته بخاطر انتقاد سازنده، یاد گرفتن از اشتباهات، و با نیت پاک و تنها به آرزوی آزادی ایران به دوستان ارائه میشود. من دلایلی که باعث عدم موفقیت ما تابحال بوده از این قرار میبینم و خیلی علاقه مندم که نظرات شما دوستان را بشنوم. هدف این نوشته توهین کردن نیست، ارائه نظر و نظرخواهی برای تقویت و پیروزی و رسیدن به هدف اصلی (داشتن یک ایران، دموکراتیک و آزاد) میباشد. مشکلات ما
عدم وجود یک رهبر که قابل قبول همه باشد.
عدم اتحاد و هم کاری و جمهوری اسلامی را دشمن اصلی دانستن و هدف قرار دادن
دشمن هم دیگر بودن، و هم دیگر را کوبیدن، به هم دیگر توهین کردن، بدون مدارک همدیگر را جاسوس و خائن دانستن
خود را یک آدم با فرهنگ دانستن ولی به راحتی فحش دادن و از کلمات رکیک استفاده کردن
بدون مدرک و آمار حرف زدن و قبول کور کورانهٔ حرفهای بدون آمار و سند دیگران
غرور بی حد و من منم کردن، و به عقاید دیگران احترام نگذاشتن، حسود بودن.
معنی اصلی دمکراسی و آزادی را درک نکردن
شکایت و گلایه کردن بی حد ، انتظار داشتن بی مورد از همه، قدرت خودرا ندانستن،
قبول مذهب اسلام بدون مطلع و خواندن و فهمیدن کتاب اصلی آن یعنی قرآن
عدم احساس مسئولیت و همهٔ تقصیرات را به گردن دیگران انداختن
عدم صادقیت و انصاف و فقط به نفع خود اندیشیدن، به راحتی دروغ گفتن و خود را از دیگران برتر دانستن
ایران را هدف فرعی قرار دادن و اهداف شخصی را هدف اصلی دانستن
عدم اعتماد به هم دیگر
فقط حرف زدن بدون عمل و گزاف گویی
چه باید کرد:
در شرایط کنونی داشتن یک رهبر در داخل ایران میسر نیست. ما باید با تشکیل یک شورا ی گروههایی که مخالف جمهوری اسلامی هستند و عقیده دارند که جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست، یک رهبر موقتی با تجربه، با شخصیت، دانا، مستقل، و و و، که قابل قبول اپوزیسیون باشد در خارج انتخاب کنیم و به دنیا و ایرانیان معرفی کنیم.
بعد از فروپاشی جهوری اسلامی، یک دولت موقت تشکیل داده، و به تدوین/تکمیل قانون اساسی پرداخته، و با یک رفراندوم ملی، نوع دولت آینده را انتخاب کنیم.
اتحاد تنها راه نجات میباشد. به طور موقت هم که شده با همهٔ گروههای که جمهوری اسلامی را دشمن خود میدانند، آشتی کرده و هم هدف (ایران آزاد و دموکراتیک) بشیم.
از همه دعوت کنیم که به جنبش آزادی ایران بپیوندند، و با هر طریق ممکن با رژیم جاهل و جانی مبارزه کنند.
ما باید از امکاناتی که در کشورهای دموکراتیک در دست ماست استفاده کامل کنیم. با تشکیل گروههای بسیار فعال، در آمریکا و اروپا تمامیه سیاست مدران خارجی را مجبور کنیم که از ما حمایت کنند
نگذاریم هیچ کسی بدون مدرک فعال دیگر را بکوبد و آن را جاسوس و خائن حساب کنند. آگاه باشیم که حکومت اسلامی برنامه دارد که میان ما تفرقه بیندازد و ما را از هم دیگر دور سازد.
در یک دموکراسی سوال کردن و حقیقت جویی یک امر طبیعی و عادی میباشد. ما همیشه افراد مشکوک را که شفاف عمل نمیکنند بدون توهین و با احترام مورد سال قرار بدهیم.
این دولت جانی علاقمند به جنگ و کشت و کشتار میباشد و دنبال یک بهانه است که به خاطر تنفری که از ایران و ایرانی دارد، ما را از میان ببرد. پس آگاهانه و با روشهای موثر نافرمانی مدنی آخوند هارا به زانو دربیاریم.
پول نفت این ظالمان را زنده نگاه میدارد. تا آن زمانی که این رژیم نفت میفروشد، زنده خواهد ماند. ما باید به ممالک خارجی فشار دهیم که تحریم صادرت نفت (نه ودرات بنزین) را تصویب کند.
ما باید با نیرویه قوی و بسیار زیاد، در دنیا تظاهرات کنیم. در جلو ممالک و کارخانههایی به ایران اسباب ضد شورش، پارازیتی، جاسوسی مخابراتی، نرم ابزار فیلترینگ و و و میفروشند گرد آمده شده و رسوایشان کنیم. ما باید در هر کجای دنیا در مقابل سفارت روس و چین تظاهرات داشته باشیم و خرید محصولاتشان را تحریم کنیم.
مبارزین داخل به ما در خارج احتیاج دارند. همه مان ایرانی هستیم و حق و وظیفهٔ مبارزه داریم. هیچ فرقی بین مبارز داخل و خارج ایران نباید باشد. هر کدام با امکاناتی که در دست داریم به آزادی ایران کمک کنیم، و هم دیگر را ردّ نکنیم.
مدیران رسانههای تلویزیونی را وادار کنیم که متحد بشوند، هم دیگر را نکوبند، با همدیگر همکاری کنند. به آن رسانههایی که صدا و تصویرشان به ایران نمیرسد کمک و تشویقشان بکنیم که هر چه زودتر صدا و سیمای خود را به ایران برسانند، و با برنامه های اساسی و عملی به اپوزیسیون کمک کنند. به رسانهها و میزبانهای مشکوک کمک مالی نکنیم و با اعتراض دکان نشان را ببندیم.
اجازه ندهیم افرادی مثل تریتا پارسی، اکبر گنجی، و محسن سزگارا، که هدفشان بقای جمهوری اسلامی میباشد، نظرات خود را به عنوان اینکه نمایندههای ما میباشند به دنیا مطرح کنند. در جلسات این آقایان همیشه باید حضور داشته، و با احترام به روش دموکراسی، آنها را با مدرک و سند مورد سوال قرار دهیم.
من منتظر پیشنهادهای مفید و سازندهٔ شما دوستان هستم.
با سپاس
آرش ایراندوست
0 comments:
Post a Comment